بایگانی برچسب: s

پای منو بده پای خودتو بردار



اخوی شفاعت یادت نره : مثلا آموزش آبی خاکی می دیدیم. یکبار ادامه ی مطلب… ۴ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , | ۶ پاسخ

چند خاطره ی طنز دیگه از رزمندگان و شهدای عزیز



من شهید شده ام! سال ۱۳۶۳ در عملیات والفجر ۴ شرکت کردیم، ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۸ پاسخ

زدید به خاکریز



تا به حال غصّه‌ دار و غمگین ندیده بودمش. همیشه دندان ‌های صدفی سفید فاصله ‌دارش از پس ادامه ی مطلب… یک نفر این پست رو پسندیده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۴ پاسخ

صد قدم  به راست، پنجاه تا به چپ



ما یک عده بودیم که عازم جبهه شدیم. اول جنگ بود و همه جا به هم ریخته بود. نه ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | ۶ پاسخ

خون دادن



ناهارمان را خورده بودیم و سه نفری توی سنگر لم داده بودیم. گاه‌گاهی صدای خمپاره‌ای از دور به گوش ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۸ پاسخ

یه شب خوابیدن در جبهه



با سر و صدای محمود از خواب پریدم. محمود در حالی که می خندید رو ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | ۸ پاسخ

الاغی که عملیات رو لو داد



سلام دوستان حال و احوالتون چطوره؟ امروز هم اومدم با سه تا خاطره ی کوتاه و خوندنی ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۱۰ پاسخ

سوتی یه رزمنده



فروردین ۶۲ در عملیات «والفجر ۱» در منطقه‌‌ی شمال فکّه، تک‌تیرانداز یکی از ادامه ی مطلب… ۶ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۱۲ پاسخ

ثواب جمع کنهای فراری در جبهه



من و علی تازه به گردان آمده بودیم و فقط همدیگر را می‏شناختیم! دوست داشتم به ادامه ی مطلب… ۵ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, دسته‌بندی نشده, طنز | برچسب‌شده , , , , , | ۸ پاسخ

تابلو نوشته های طنز و خنده دار در جبهه



سلام وقت همگی بخیر و شادی! گاهی در ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , | ۱۰ پاسخ

شوخی شوخی جدی شد



صورت افرادی را که دورش نشسته بودند از نظر گذراند . نگاهش بر ادامه ی مطلب… ۲ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۱۰ پاسخ

چقد دلم برای خودم تنگ شده!



سلام دوستان. امروز با سه تا خاطره ی خوندنی از ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۶ پاسخ

پس کو پوتینامون؟!



موقع خواب بود که یکی از بچه ها سراسیمه ادامه ی مطلب… ۴ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۱۲ پاسخ

غیبت عجب‌ کیفی‌ داره‌ هاااااا.



تقصیر خودش‌ بود. شهید شده‌ که‌ شهید شده‌. ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۶ پاسخ

ماجرای داماد فرمانده



هاشم در بد مخمصه اى افتاده بود. تکلیفش را نمى‏دانست. هر چى فکر مى‏کرد راه حلى براى مشکلى که پیش آمده بود پیدا نمى‏کرد. ادامه ی مطلب… ۴ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در داستان, دسته‌بندی نشده, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۸ پاسخ

اولین خاطره ی من از موتور سواری



از بچگی حسرت دوچرخه و بعدش موتورسواری به دلم ماند تا پایم به جبهه باز شد. بچه که بودم، وقتی یک دوچرخه‌سوار هم‌سن‌وسال خودم را می دیدم، با افسوس نگاهش می کردم و آب از لب و لوچه ام سرازیر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۸ پاسخ

عراقیها از جام جهانی چه خبر؟



طنز ، شوخی ، خنده ، آن هم در جبهه! وسط دود و آتش و گلوله های توپ و تانک! این، هنر رزمندگان دلیر اسلام ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۸ پاسخ

خخخخ بیچاره پیشنماز



شنبه شب اول فروردین ۱۳۶۱، برخلاف‌ دوران‌ کودکی‌، ادامه ی مطلب… ۷ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در داستان, دسته‌بندی نشده, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۱۰ پاسخ

امام جماعت غصبی!



می‌گویند در جهنم مارهایی هست که اهالی محترم جهنم، از دست آنها به اژدها پناه می‌برند! و حالا من هم دچار چنین ادامه ی مطلب… یک نفر این پست رو پسندیده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , | ۴ پاسخ

ماجرای اکبر کاراته و الاغ شیمیایی شده در جبهه



اکبر کاراته، الاغ شیمیایی شده‌ای رو ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۲ پاسخ