بایگانی برچسب: s

پایانی شیرین برای شروع تلخ گفت و گوی, من و علی و عطا



چیزی نبود غروب بشه با چند دوست قدیمی قرار داشتیم تا به سفره خونه نبش کوچه ما به کشیدن قلیون و خوش گذرانی بپردازیم. من که رفتم پشت میز همیشگی نشستم کم کم دوستان نیز ادامه ی مطلب… ۵ نفر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در حرفای خودمونی, داستان, درد دل, گفت و گو | برچسب‌شده , , , , , , | ۳۰ پاسخ