بایگانی برچسب: s

احمد آموزی! درس اول. لمس اجناس فروشگاه.



هوا نسبت به دیروز گرمتر شده و نمیتونم با کت بگردم. آره! تصمیم خوبیه. بهتره تا سرِ کوچه نرسیدم، یه دورِ پلیسی نصفه بزنم و یه تیکاف بزنم تا خونه، کُتو بذارم و اونوقت بیام بیرون. به راه افتادم. صدای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۲۰ دیدگاه