بایگانی دسته: داستان

قسمت پایانی اضافه شد: دانلود نمایش صوتی کلاس ۱۴, تهیه شده توسط وبسایت شب روشن



به نام آفریننده ذوق و هنر. عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما عزیزان. همونطور که مستحضر هستید, در ویژه برنامه تولد شب روشن از تیزر نمایش صوتی کلاس ۱۴ رونمایی شد و قرار شد که یک هفته … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی, داستان, دانلود, سرگرمی, شاد, صوتی, طنز, فیلم, فیلمهای صوتی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز, معرفی, نمایشهای رادیویی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | ۸۴ دیدگاه

من و خاطره بازی یهویی



بنام خدا عرض سلام و ادب با آرزوی بهترین ها برای شما بهترین ها امید که هر کجا هستید لبتون خندون و دلتون شاد باشه دوستان یکی از دوستان ما مسابقه طنزی به مناسبت بزرگداشت عبید زاکانی در فیسبوک برگزار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, طنز, مسابقه | برچسب‌شده , , , , | ۴ دیدگاه

احمد آموزی! درس اول. لمس اجناس فروشگاه.



هوا نسبت به دیروز گرمتر شده و نمیتونم با کت بگردم. آره! تصمیم خوبیه. بهتره تا سرِ کوچه نرسیدم، یه دورِ پلیسی نصفه بزنم و یه تیکاف بزنم تا خونه، کُتو بذارم و اونوقت بیام بیرون. به راه افتادم. صدای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۲۰ دیدگاه

اتفاقی به وسعت ۲۵ سال. بالاخره شد اونچه سالها پیش باید میشد.



سلام. اگه علاقه ای به خوندن پستهای داستانی و خاطره وار ندارید، به هدینگ آخر و کامنتها برید دستتون میاد چی شده. دستِ کم خیلیاتون میدونید که من و محمد عسکری خودمون داریم ماراتون پذیرش آموزش و پرورش رو طی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۳۶ دیدگاه

دانلود روایت صوتی کتاب آه، بازخوانی مقتل حسین علیه السلام



یا رب الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست با عرض سلام خدمت همه خوانندگان عزیز این پست فرا رسیدن ماه محرم را خدمت تمامی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان, دانلود, صوتی, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , | ۳۹ دیدگاه

گام سوم؛ طرحی برای داستان نویسی در قالب کارگاه و نقد بصورت مسابقه



سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان و بزرگواران طرح گام سوم به پیشنهاد و پی گیری علاء الدین عزیز منتشر می شود و من فقط منتشر کننده طرح هستم و ان شالله با همکاری و همیاری یکدیگر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, داستان, سرگرمی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز, مسابقه, معرفی, نظر سنجی | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۵ دیدگاه

دیوانه چو دیوانه ببیند، دیوانه تر شود، وانگهی دریا شود! بیا تو بابا نمیدونم عنوانو چی بذارم خو.



همش با خودم کلنجار میرم که یه پرده برا این اتاق بیصاحابم بگیرم. لا مذهب ساعت هفت و نیم صبح که میشه، خورشید عین یه آهن که از رو کوره برداشته باشی، کیلید میکنه رو ما. رو پهلو راست بخوابی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل | برچسب‌شده , , , , | ۲۰ دیدگاه

من, خلبانی, شب روشن, اصلا چی شده من اومدم در مورده هواپیما اینجا پست میدم؟ اونم بعد از قرنها



خب سلام. آره, درست حدس زدین, نه برنامه نویسی, نه معرفیه نرم افزار, نه از این چیزا راستش از همچین پستایه تکراری خسته شدم. ادامه ی مطلب… ۷ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در آموزش, حرفای خودمونی, داستان, شاد, گفت و گو | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۸ دیدگاه

کمی حرف و یک فراخوان از دوستان گل گلاب



بسم الله الرحمن الرحیم بعد از سلام و ادب و چطورید و خوبید آیا و من بهترم و اوضاعتون چگونه است و اینا میرم سر اصل مطلب دیروز یک فیلم کوتاه کمتر از پنج دقیقه ای دیدم و شنیدم. خلاصش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اخبار, اطلاع رسانی, جامعه شناسی, حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, روان شناسی, سرگرمی, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۴ دیدگاه

قرآن با طعم نوجوونی. خیلی بهم چسبید.



سه شنبه ی هفته ی پیش بود. سیآبان. از بچه های پایه ی نهم خواسته بودم یه فعالیت قرآنی انجام بدن که براشون یه نمره در نظر بگیرم. منتها شرط این فعالیت اینه که حتما توش خلاقیت باشه و کاری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, سرگرمی, مذهبی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , | ۲۲ دیدگاه

از قیژ قیژِ رگای سلول خاکستری مغزم، تا قانون جاذبه



سلام. آقا اگه دستتون به این پشه هه رسیدا، طوری بزنیدش که دیگه پشه گری رو از یاد ببره. من نمیدونم این لا کردار چه خصومتی با من بدبخت بیچاره داره، که روز و شب داره رو بیصاحاب بدن ما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, طنز | ۲۲ دیدگاه

عصای سفید، من، مدرسه، و، و، و ، ، شوک



دیر رسیدم. امروز قرار بود همکارم منو برسونه. بنده خدا دیر کرد و خب به طبعش من هم دیر رسیدم. ساعت، هشت و ده دقیقه. دیگه دفتر نرفتم. همونجا از همکارم تشکر کردم و رفتم که سریع برسم به کلاس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , | ۲۰ دیدگاه

سفرنامه کربلا, پیاده روی اربعین حسینی, قسمت دوم



بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الحسین تاریخ دقیقش یادم نیست, ولی یادم است سه شنبه هفت و نیم صبح, مجهز و آماده, کوله به کولم, بند کفش ها بسته, بیرون خانه منتظر بقیه ایستاده ام. در دلم شوری به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, مذهبی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , | ۱۴ دیدگاه

چگونه با شب روشن آشنا شدم؟



سلااااااااام خدمت تموم دوستان عزیز شب روشنی خوبین؟ خوشین؟ ادامه ی مطلب… ۱۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, سرگرمی, گفت و گو, معرفی | برچسب‌شده , , , , | ۱۵ دیدگاه

سفرنامه کربلا, پیاده روی اربعین قسمت اول



بسم الله الرحمن الرحیم بد جوری درونم به تکاپو افتاده بود. توصیف هایی که سالهای قبل از دوستان شنیده بودم و حس غریبی که درونم قل قل می کرد که منهم باید آذر امسال به پیاده روی اربعین بروم. ولی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, زندگینامه, مذهبی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , | ۱۳ دیدگاه

از آبادان که برزیلته، تا دم در دانشگاه امام خمینی قزوین



سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۹۶ خیلی خسته بودم. از یه طرف هوا خیییییلی گرم بود و از طرف دیگه، خروارها کار رو دوشم سنگینی میکرد. اصلا روز خوبی نبود. منتظر تاکسی بودم. نه. هرچی واستادم نمی اومد. خیلی بد مسیره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۲۴ دیدگاه

دانلود سریال آخرین عملیات. ساخته شده توسط نابینایان، قسمت اول



سلام دوستان! حالتون چطوره! میدونم دلتون برام تنگ شده بود. خخخخ اعتماد به نَفسَم سقف که هیچ. خورشید و کهکشان رو هم در مینورده. امروز من پیشه یکی از شاگرد هام بودم. به اسم جواد تمیزدوست. جواد تمیزدوست ۱۷ سال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی, داستان, دانلود, سرگرمی, صوتی, طنز, فیلمهای صوتی, نمایشهای رادیویی | برچسب‌شده , , , , | ۲۴ دیدگاه

نابینای بینا:



واقعه جان سوز کربلا که طى آن امام حسین علیه السلام سالار شهیدان کربلا و برادران و جوانان و یاران فداکارش با جان بازى خارق العاده خود صفحه درخشانى بر تاریخ انسانیت افزودند، به پایان رسید. قواى اهریمنى یزید به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان, مذهبی, مطالب تاریخی | برچسب‌شده , , , , | ۳ دیدگاه

حسی که این روزها دارم



سلام، نماز و روزههاتون مورد قبول حق باشه انشا اللّه من اومدم که از یه حسی براتون حرف بزنم, ادامه ی مطلب… ۴ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, زندگینامه, عاشقانه | ۱۲ دیدگاه

خاطره ای به یاد ماندنی



سلاااااااام و سلام انشا الاه خوب و خوشحال و رو به راه باشیدe من امشب اومدم که اولین پستمو بزارم ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, زندگینامه, سرگرمی, شاد | برچسب‌شده , , , , | ۲ دیدگاه