من یک نابینا هستم:


- 654 بازدید

من یک نابینا هستم!
یعنی جهانی پر از تاریکی.
در مقابل ، کنار و پشت سر من چیزی را نمی بینم.
روشنایی روز را نمی بینم.
جلوه ی مهتاب را نمی بینم.
غم پدر را نمی بینم و اشکهای مادر را هم.
خیلی چیزهای زیبا و خیلی چیزهای زشت را نمی بینم.

اما …اما حس می کنم …
حس می کنم لطافت باران را …
حس می کنم نازکی گل لطیفی را …
حس می کنم رطوبت اشک را بر گونه های مادر.
حس می کنم دستهای پینه بسته ی پدر را و حس می کنم خیلی چیزهای قشنگ و خیلی چیزهای زشت را و…

و می شنوم با تمام وجود …
با تمام وجود می شنوم خنده ی خواهر کوچکترم را.
با تمام وجود می شنوم صدای هق هق مادر را در نیمه های شب.
با تمام وجود می شنوم صدای بازی کودکان را در کوچه یمان.
با تمام وجود می شنوم صدای گرم گوینده ی اخبار را که روزی بارانی در پیش روست.
و با تمام وجود می شنوم صدای خیلی چیزهای قشنگ و خیلی چیزهای زشت را و…

ولمس می کنم …
و با سر انگشتانم لمس می کنم….
لمس می کنم در ِ چوبی اتاقم را
لمس می کنم نوشته های حک شده در کتابم را
لمس می کنم زیبایی صورت خواهرم را
و با سر انگشتانم لمس می کنم تمام چیزهای قشنگ و تمام چیزهای زشت را

و تو چه می دانی که چه تفاوت فاحشی است بین دیدن و حس کردن
و توچه می دانی چه تفاوتی پر مفهومی است بین دیدن و شنیدن از عمق وجود
و تو چه می دانی چه تفاوت شگفتی است بین دیدن و لمس کردن؟
و در این میان ، تو تنها به زیبایی رنگهایی که می بینی ، شاد و خوشحالی و من به خاطر قدرت حس کردن ، لمس کردن ، شنیدن و… شکرگزارم

 

***************
سلام دوستان گلم.
این شعر رو خودم بسیار دوست دارم اما اگه نام شاعر این شعر رو میفهمین٬ برام بگین.
تشکر.

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره محمدحسین قنبری

    سلام به تموم کار مندان شب روشن. واقعا که این سایت٬ دریچه به سوی نابینایان (روشن دلان) میباشد. اسم من محمد حسین و ملقب به قنبری هستم. در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی متولد شده ام در ولایت بامیان افغانستان. در سال ۱۳۷۷ بینایی چشمانم را از دست دادم. امکان بینایی من در آن وقت خیلی زیاد بود اما به اثر جنک های داخلی نتوانستم به شهر کابل پایتخت کشور خود بیایم. برای همه دنیا ثابت است که افغانستان بسیار یک کشور جنگ دیده بوده و از این ناحیه خسارات زیادی دیده است. در سال ۱۳۷۹ و یا ۱۳۸۰ به ولایت کابل یا پایتخت کشور خود آمدیم. در سال ۱۳۸۶ شامل مدرسه شدم. اکنون کلاس دوازدهم من است و به زودی به لطف خدا و عنایات حضرت مهدی (عج) سند فراغتم را خواهم گرفت. دوست دارم گوینده در یک رادیو و یا تلویزیون باشم. دوست دارم برنامه های شعری را به پیش ببرم. خودم هم شعر میگویم البته کم کم. در دانشگاه دوست دارم رشته ادبیات دری (فارسی) را بخوانم. شاعر مورد علاقه ام پروین اعتصامی و سید محمد حسین شهریار میباشد. صدای کربلایی جواد مقدم٬ علی اصغر حکیمی و قاری محمود شحات مصری را نیز بسیار دوست دارم. شماره تماس با من: +۹۳۷۸۲۲۸۵۳۷۰ آیدی اسکایپم: همین شماره و یا نام و تخلصم به زبان انگلسی. آیدی فیسبوکم: همین شماره تماسم میباشد. در آخر از شما هم التماس دعا دارم. یا علی مدد٬
    این نوشته در حرفای خودمونی, درد دل, شعر, مسائل مربوط به نابینایان عزیز ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    8 پاسخ به من یک نابینا هستم:

    1. مهدی بهرامی راد می‌گوید:

      سلام دوست بزرگوارم . به سایت شب روشن خوش اومدی. در سایه الطاف حضرت مهدی عجل الله موفق و پیروز باشی و منتظر شعرهای زیبایتان هستیم.

    2. محمدحسین قنبری می‌گوید:

      سلام دوست بسیار عزیزم. ممنون از دعای خیر تون. من همیشه در خدمت شما هستم. خوش باشی. تشکر از خوش اومد گفتنت.
      قربان تان.

    3. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

      سلام.
      به خونه مجازی خودت خوش اومدی.
      امیدواارم اینجا جایی برای گذروندن اوقات فراغتت تو فضای مجازی و از همه مهمتر، جایی مفید برات باشه.
      خوشحالم که بالاخره تونستی ثبت نام کنی و پست بذاری.

    4. علیرضا نصرتی می‌گوید:

      با تمام وجود میشنوم صدای خوانده شدن هق هق در ایسپیک را. این ایسپیک چقدر از هجریه قمری خوشش میاد.

    5. سلام و تشکر بابت این شعر زیبا و خوش آمد میگم بهت

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green