کلیله و دمنه به سبک شب روشن (۱)

در روستایی یک الاغ با بچه اش زندگی می کردند الاغ و بچه اش رو در طویله پیش گوسفندها نگه می داشتند هر وقت صاحب حیوانات برای گوسفندان خود ینجه می ریخت الاغ رو به گوشه ی می بست تا از ینجه گوسفندها نخوره ولی بچه الاغ یواشکی از آنها می خورد روزی به مادرش گفت مادر چرا حمل کردن ینجه و کارهای سخت با توست ولی خوردنش مال گوسفندهاست و تو و من هم باید ته مانده آنها رو بخوریم مادر گفت بچه جان این خوردن خرخر کردن هم داره بچه تعجب کرد ولی سوالی نپرسید روزی صاحب حیوانات یکی از گوسفندها رو برای خودن خانواده اش سر برید بچه الاغ که شاهد این قضیه بود دوان دوان نزد مادرش آمد و به مادرش گفت ببین لای دندندان های من ینجه نمانده

۸ نفر این پست رو پسندیدن!

این نوشته در داستان, دسته‌بندی نشده ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «کلیله و دمنه به سبک شب روشن (۱)»

  1. سعید پناهی می‌گوید:

    سلام جناب kral
    بسیار جالب و پند آموز بود.

  2. khorshidezard می‌گوید:

    سلام آقای cral دستت درد نکنه پست جالبی بود

  3. محمدعلی می‌گوید:

    سلام ایول جالب و آموزنده بود مرسی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *